برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
خیلی اتفاقی در بین مشغله هایی که داشتم و فکرم بسیار مشغول بود یادم افتاد که سالها وبلاگی داشتم و راز دلم و باهاش در میون میذاشتم... چطور ممکنه کلا این موضوع از یادم رفته باشه! چه عجیب! راستی من بتازگی متاهل شدم
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
چقدر دوران نوشتن وبلاگ خوب بود. وبلاگم همدم روزهای زندگیم بود و خواننده داشت... اما الان با وجود شبکه های اجتماعی، کمتر کسی به وبلاگ سر میزنه.
یک ساله که از شغلم استعفا دادم. فکر می کردم کار جدید به راحتی پیدا میشه ولی تا الان نشده... خیلی توی خونه حوصله ام سر میره. دوستان مراقب خودتون باشید
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
یادش بخیر زمانی که وبلاگ نوشتن رونق داشت و من تنها محرم رازم و وبلاگم می دونستم. چه سال هایی که من با نوشتن تک تک کلمات این وبلاگ اشک میریختم. اما الان سنگ شدم چون قدرت تغییر خیلی چیزها و ندارم و ندارم و به زندگی جامد ادامه میدم. برای همه آرزوی شادی می کنم
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
بعد از مدتی طولانی به وبلاگم برگشتم و شروع به نوشتن کردم. اگر این مدت پستی نذاشتم فقط بخاطر این بود که با وجود شبکه های اجتماعی ، کمتر کسی هست که دیگه به وبلاگ خوندن رقبت کنه
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
خیلی سخته که تمام جوونیت و منتظر یک خبر خوب، یک پیامک، یک همراه همیشگی توی زندگی باشی و هیچ وقت اون لحظه نرسه... انتظار نفرت انگیز ترین بخش زندگی منه
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
خدایااااااااااااااااا راحتم کن از این زندگیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
سال نو همه مبارک انشاله که سال خوب و پر برکتی داشته باشید
توی هر مرحله زندگی فکر می کنم که در سخت ترین شرایط زندگی قرار دارم اما با گذشت هر مرحله و رفتن به مرحله بعد، تازه می فهمم که سختی زندگی یعنی چی!
و نمیدانم تا کی ادامه دارد...
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
خیلی وقته که من پست نذاشتم راستش اصلا فراموش کرده بودم که وبلاگ دارم ... چقدر مشغله زندگی زیاده که هوشی واسه آدم نمیذاره! من همچنان تنهای تنها دارم روزگار میگذرونم اما اینقدر چراها ذهن منو در گیر خودشون کردن که حتی تاریخ تولد وبلاگم هم یادم رفته!! عجب روزگاری... روزی وبلاگ من که همدم و مونس لحظات من بود اینقدر راحت فراموش بشه! به هر حال عمر گران می گذرد خواهی نخواهی :(
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
دیشب عکس اولین عشقم و توی تلگرام دیدم... چقدر ازدواج بهش ساخته و پر شده بود! خیلی فرو ریختم ... چند سالی بود عکس پروفایل نذاشته بود... این اوج نامردی هست که تمام سنگ هات و با کسی وا بکنی و همه برنامه زندگیت و بریزی و اینقدر وعده وعید بهش بدی آخرش هم بری با کسی دیگه ازدواج کنی... دیگه نمیتونم ادامه بدم دیگه نمیتونم زندگی کنم
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
نمیدونم باید بگم همچنان منتظر نیمه گمشده ام هستم یا بیخیال زندگی بشم ؟ انتظار تا کی؟ چرا روز شادی من نمیرسههههههههههههههههههههههههه؟
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی
همیشه امید داشتم که با عبور از روزهای سخت زندگیم بالاخره به روزهای خوش زندگی خواهم رسید اما الان با سپری شدن زمان زیاد متوجه شدم که امید واهی داشتم و این تفکر سرابی بیش نبود... شاید هیچ وقت بدتر از الان نبودم الان دیگه روحیه مقاومت هم ندارم و بسیار تسلیم شدم تسلیم سرنوشتی که شاید حاصل افکار منفی و انرزی هایی بود که من با نادانی سال های پیش به زندگیم زدم البته بهتره نگم نادانی ... شرایط
برچسب:
نویسنده: آدرین کاشانی